تبليغاتX
๑۩۩๑ پر از حرف های عاشقانه ๑۩۩๑
๑۩۩๑ لطفا برای مشاهده کامل بلاگ کمی صبر کنید تا کامل لود شود ๑۩۩๑

چرا فکر نکرد

        من اینجا سردم میشه   : : :

 

نمی دونم چند وقته که دختره منو این جا گذاشته و رفته .

 فکر کردم من و دختره مثل همیشه با هم دوست میمونیم .

 دختره اومد منو گذاشت اینجا .

 اون دوتا آرنجامو چسبوند به شیشه و کف دستامو گذاشت زیر چونه ام ،

 بعد یه خرده نکاه کرد چونه مو چشبوند به شیشه و دستامو گذاشت روی پاهام .

 باز خوشش نیومد سرمو چرخوند به چپ ، چرخوند به راست ،

 اونقدر دور و رم امد و رفت که بالاخره راضی شد دستام این جوری رو هم زیر چونه ام باشه و مستقیم رو به رو نگاه کنم ،

 بعدش هم وقتی فهمید می تونم بیرونو خوب ببینم در اتاقو بست و تند تند از پله اومد پائین و از پیاده رو برام دست تکون داد .

 من از این دوستی خوشم نمی اومد چون نمی تونستم براش دست تکون بدم .

چون دختره عاشق نبود اما مامان من داشت میشود .

 من نمی تونستم هیچی بخورم .

دختره اینو می دونست اما اون واسه منم بشقاب می آورد .

 یه قاشق خودش می خورد و یکی هم به من می داد .

 بعدش هم الکی دعوا میکرد که چرا درست غذامو نمی خورم ،

 اون وقت دستمال می آورد و دور لبمو پاک میکرد .

 نمیدونم دختره چرا وقتی می رفت منم با خودش نبرد .

 اگه دوسم داشت منو با خودش می برد . کاش می تونستم داد بزنم و از اونایی که اون پائین بپرسم که دختره کی می آد .

 خودم میدونم خیلی از عاشقا سالها با تنها باشن و هیچ رو نمی بینن چون یه لنگه جوراب سوراخ بدبوهم رو چشاشون می افته .

 اما من از این  میتونم همه چی رو ببینم ، آدما ، برگها ، ابرا . خودم میدونم دختره منو دوست دیگه نداره چرا داشت می رفت ،

 اگه دوستم داشت چرا گذاشت پشت پنجره ،

 دوستم داشت من الان باهاش بودم .

شاید هم ... شاید هم ... خب اگه دختره منو دوست داره چرا وقتی می رفت بهم چیزی نگفت ، چرا نگفت کی بر میگرده .

 چرا فکر نکرد من انجا سردم می شه . بارون نی آد .

 وقتی بارونا از روی شیشه لیز می خورن گریه نکنم ؟

 خودم می دونم چشام ابرن نه سنگ .

 خودم می دونم اما اگه گریه کنم نه دختره نمی آد بلکه خودمو کوچیک می کنم .

 خودم میدونم که نمی آد .

 خودم می دونم که هیچ وقت ......

 

 

ME-68.BlogfA

 نوسینده : مازیار عنایتی

+ نوشته شده در  87/01/29ساعت 0:58 قبل از ظهر  توسط مازیار  | 

 

 

 

ME-68.BlogfA

 

 

زنده بودن رابه بيدارى بگذرانيم كه سالها به اجبارخواهيم خفت

 

+ نوشته شده در  87/01/28ساعت 11:52 بعد از ظهر  توسط مازیار  | 

 

PiC-TO-PiC.BlogfA

 

 

+ نوشته شده در  87/01/22ساعت 3:4 قبل از ظهر  توسط مازیار  | 

 

روز مرگم اشک را شیدا کنید

روی قلبم عشق را پیدا کنید

PiC-TO-PiC.BlogfA

روز مرگم خاک را باور کنید

روی قبرم لاله را پرپر کنید

PiC-TO-PiC.BlogfA

جامه را از خاک و خاکستر کنید

خانه ام را وقف نیلوفر (م) کنید

PiC-TO-PiC.BlogfA

پیکرم را غرق در شبنم کنید

روی قبرم لاله ها را خم کنید

PiC-TO-PiC.BlogfA

روز مرگم دوست را دعوت کنید

دور قبرم را کمی خلوت کنید

PiC-TO-PiC.BlogfA

بعد مرگم خنده را از سر کنید

رفتنم را دوستان باور کنید

 PiC-TO-PiC.BlogfA

 

+ نوشته شده در  87/01/22ساعت 2:51 قبل از ظهر  توسط مازیار  | 

 

PiC-TO-PiC.BlogfA

 

PiC-TO-PiC.BlogfA

 

 

تقديم به آنکه دارمش دوست

*


تقديم به آن که قلبم از اوست

*

اگر مهتاب از تن بر کند پوست

*
جدا هرگز نگردد يادم از دوست

*

PiC-TO-PiC.BlogfA

 

PiC-TO-PiC.BlogfA

 

قانون پايستگي عشق:

عشق بوجود مي آيد,

ولي هرگز از بين نمي رود,

بلکه از صورتي به صورتي ديگر و از اشخاصي به اشخاصي ديگر منتقل و تبديل ميشود

PiC-TO-PiC.BlogfA

ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد........

 از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟

 گفت آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيست

 

PiC-TO-PiC.BlogfA

 

آسمون به ماه ميگه :

عشق يعني چي ماه ميگه يعني بودن درآغوش تو

ماه ميگه: توبگو عشق يعني چي آسمون ميگه انتظار ديدن تو

 

PiC-TO-PiC.BlogfA

 

PiC-TO-PiC.BlogfA

 

 دوست دارم قد اندازه گل های جهان

+ نوشته شده در  87/01/22ساعت 2:39 قبل از ظهر  توسط مازیار  |