تبليغاتX
๑۩۩๑ پر از حرف های عاشقانه ๑۩۩๑
๑۩۩๑ لطفا برای مشاهده کامل بلاگ کمی صبر کنید تا کامل لود شود ๑۩۩๑

 

کد مخفی  جهت ارسال اس ام اس رایگان مخصوص  ایرانسل

 

ME-68.BLOGFA

 

برای اطلاعات بیشتر به ادامه مطلب کیلیک کنید ....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/03/13ساعت 2:26 قبل از ظهر  توسط مازیار 

 

ای دوست

دلت همیشه زندان منست

آتشکده عشق توازآن منست

آن روز که لحظه وداع من وتوست

آن شوم ترین لحظه پایان منست

ME-68.BLOGFA

عاشقی راشرط اول ناله وفریاد نیست

تاکسی ازجان شیرین نگذردفرهادنیست

عاشقی مقدور هرعیاش نیست

غم کشیدن صنعت نقاش نیست

+ نوشته شده در  87/03/12ساعت 0:30 قبل از ظهر  توسط مازیار  | 

 

داستان درباره يك كوهنورد است كه مي خواست از بلندترين كوه ها بالا برود. او پس از سال ها آماده سازي، ماجراجويي خود را آغاز كرد.

ولي از آن جا كه افتخار كار را فقط براي خود مي خواست تصميم گرفت تنها از كوه بالا برود.

شب بلندي هاي كوه را تماماً در بر گرفت و مرد هيچ چيز را نمي ديد. همه چيز سياه بود. اصلاً ديد نداشت و ابر روي ماه و ستاره ها را

پوشانده بود.
     
همان طور كه از كوه بالا مي رفت چند قدم مانده به قله كوه، پايش ليز خورد. و در حالي كه به سرعت سقوط مي كرد از كوه پرت شد.در حال

سقوط فقط لكه هاي سياهي را در مقابل چشمانش مي ديد و احساس وحشتناك مكيده شدن به وسيله قوه جاذبه او را در خود مي

گرفت  
       
                                                   
                                                              

همچنان سقوط مي كرد و در آن لحظات ترس عظيم همه رويدادهاي خوب و بد زندگي به يادش آمد.

اكنون فكر مي كرد مرگ چه قدر به او نزديك است. ناگهان احساس كرد كه طناب به دور كمرش محكم شد. بدنش ميان آسمان و زمين معلق

بود و فقط طناب او را نگه داشته بود. و در اين لحظه ي سكون برايش چاره اي نماند جز آن كه فرياد بكشد: «خدايا كمكم كم!»

ناگهان صداي پر طنيني كه از آسمان شنيده مي شد جواب داد: «از من چه مي خواهي؟»

- اي خدا نجاتم بده!

- واقعاً باور داري كه من مي توانم تو را نجات بدهم؟

- البته كه باور دارم.

- اگر باور داري طنابي را كه به كمرت بسته است پاره كن. . .

يك لحظه سكوت . . .

و مرد تصميم گرفت با تمام نيرو به طناب بچسبد.

گروه نجات مي گويند كه روز بعد يك كوهنورد يخ زده را مرده پيدا كردند. بدنش از يك طناب آويزان بود و با دست هايش محكم طناب را گرفته

بود . . .

و او فقط يك متر از زمين فاصله داشت.

و شما؟ چه قدر به طناب تان وابسته ايد؟ آيا حاضريد آن را رها كنيد؟

+ نوشته شده در  87/03/12ساعت 0:27 قبل از ظهر  توسط مازیار  | 

 

با سلام به شما دوستان عزیز و گرامی من

 

شرمنده چند روزی وبلاگ رو آپ نکردم

 

آخه کمی سرم شلوغه

 

اما قول میدم سریع آپ بزنم

با تشکر : مازیار عنایتی

+ نوشته شده در  87/02/24ساعت 2:11 قبل از ظهر  توسط مازیار 

 

برو وبلاگ پست قبلی رو کیلیک کن !

 

ضرر نداره

+ نوشته شده در  87/02/19ساعت 2:3 قبل از ظهر  توسط مازیار  | 

 

 

 

وبلاگ شاخی برای دوستداران رپ

ME-68.Blogfa

جدیدترین موزیک های رپ و فیری استایل ها رو از اونجا میشه دانلود کرد

 

 

Cilik Here

+ نوشته شده در  87/02/16ساعت 1:25 قبل از ظهر  توسط مازیار  | 

 

با سلام به شما دوستان عزیز و گرامی

 

امروز وبلاگی پر از عکس و مطالب عشقولانه به شما معرفی میکنم

 

وبلاگی که تمام عاشقارو به خودش جلب کرده

 

شما هم یه سری بزنید ضرر نداره

 

 

عشقولانه

 

 

+ نوشته شده در  87/02/12ساعت 2:2 قبل از ظهر  توسط مازیار  | 

 

روز مرگم اشک را شیدا کنید

روی قلبم عشق را پیدا کنید

PiC-TO-PiC.BlogfA

روز مرگم خاک را باور کنید

روی قبرم لاله را پرپر کنید

PiC-TO-PiC.BlogfA

جامه را از خاک و خاکستر کنید

خانه ام را وقف نیلوفر (م) کنید

PiC-TO-PiC.BlogfA

پیکرم را غرق در شبنم کنید

روی قبرم لاله ها را خم کنید

PiC-TO-PiC.BlogfA

روز مرگم دوست را دعوت کنید

دور قبرم را کمی خلوت کنید

PiC-TO-PiC.BlogfA

بعد مرگم خنده را از سر کنید

رفتنم را دوستان باور کنید

 PiC-TO-PiC.BlogfA

 

+ نوشته شده در  87/01/22ساعت 2:51 قبل از ظهر  توسط مازیار  | 

 

 

 

 مهدی جان امیدوارم که خوشت بیاد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آقا مهدی آمیدوارم همیشه خوش باشی

 

+ نوشته شده در  87/01/15ساعت 3:2 قبل از ظهر  توسط مازیار  |